خطبه – جشن قلب مقدس عیسی
- Jun 12
- 3 min read

ما داستان ظهور قلب مقدس به قدیسه مارگارت را از پیش میدانیم؛ عیسی مسیح بر یک راهبه ظاهر میشود و قلب خود را به او نشان میدهد. او چنین میگوید: «این همان قلبی است که انسانها را بسیار دوست داشته است؛ اما در برابر این محبت، از سوی بسیاری تحقیر و ناسپاسی دیده است.» و خداوند ادامه میدهد: «دستکم تو بکوش قلب مرا جبران کنی.» پیش از آنکه به فواید وقف شدن به قلب عیسی بپردازیم، میخواهم به چهار پرسش پاسخ بدهم؛ دو پرسش از اینها از موعظهی یک نویسندهی مشهور گرفته شده است:
«۱. امروز چه چیزی را جشن میگیریم؟»
«ما عضلهی قلب عیسی را جشن نمیگیریم، اما فقط محبت الهی خدا نسبت به ما را نیز جشن نمیگیریم. خدا خواست ما را دوست بدارد، اما برای اینکه بتوانیم محبت او را درک کنیم، جسم گرفت و ما را با قلبی انسانی، اما با محبتی بیپایان دوست داشت. آنچه امروز جشن میگیریم همین است: محبت بیپایان خدا که در قلبی انسانی جای گرفته است.» به همین دلیل، شعلههای محبت در آن قلب نمیتواند محصور بماند.
«۲. پس چرا باید این راز را جشن بگیریم؟»
«زیرا ما انسانها در فهم محبت خدا دشواری داریم. وقتی به خدا فکر میکنیم، موجودی بیپایان، ابدی، کامل و به معنای کامل کلمه خوشبخت را تصور میکنیم. از این رو، ما که آثار گناه و محدودیتهای وضعیت انسانی خود را بر دوش داریم، ممکن است دچار این گرایش شویم که گمان کنیم خدا از رنج ما دور میماند؛ گویی نسبت به دردهای ما بیتفاوت است.»
«اما خداوند، به سبب رحمت بیپایان خود، به حرکت درآمد و به سوی ما آمد، انسان شد و خواست ما را با قلبی انسانی دوست بدارد، تا دیگر هرگز به محبت او شک نکنیم. بدینگونه، در عیسی، محبت نامرئی و ابدی خدا مرئی شد.»
«وقتی این محبت را مینگریم، در درون ما احساس سپاسگزاری پدید میآید. در نهایت، میدانیم که محبت حقیقی از راه فداکاری خود را نشان میدهد.» مسیح جان خود را برای ما فدا کرد. از همین رو: (…) «باید از صمیم قلب آرزو کنیم قلب عیسی را تسلی دهیم. از تجربههای خود میدانیم که یافتن کسی که با ما رنج میکشد و بخشی از دردهای ما را بر دوش میگیرد، چقدر تسلیبخش است. اکنون، خدایی که در ذات خود رنج نمیکشد و نمیتواند رنج بکشد، در مسیح خواست خود را آسیبپذیر سازد و رنجهای بشریت را بر عهده گیرد؛ او نزد ما آمد، دردهای ما را بر دوش گرفت و با محبت خود ما را نجات داد.»
۳. فواید وقف شدن به قلب مقدس چیست؟
دوازده وعده را در سه نکته خلاصه میکنم:
۱. آنان که سرد و بیحرارت هستند، پرشور خواهند شد. این درمانی است برای حالت سردی و بیحرارتی که بیماری بزرگ روحانی همهی مسیحیان است؛ یعنی اندوه و بیمیلی در فعالیتهای روحانی.
۲. آنان که پرشور هستند، به کمالی بزرگ خواهند رسید. هر کس این وقف و ارادت را با شور و اشتیاق انجام دهد، قدیس خواهد شد. یعنی ما قدیس خواهیم شد. با خدا متحد خواهیم شد؛ برای همین به این جهان آمدهایم و با انجام این کار قدیس خواهیم شد.
۳. «وعده میدهم (…) به همهی کسانی که در نُه جمعهی اول ماه، پشت سر هم، عشای ربانی دریافت کنند، فیض نجات را عطا کنم.» عیسی فیض نجات را برای ما تضمین میکند. آیا میخواهی نجات یابی؟ اعتراف کن، در نُه جمعهی اول ماه، پیدرپی، عشای ربانی دریافت کن و برای آنکه خدا را نرنجانی و به عنوان دوست او از دنیا بروی، از نیروی قلب مقدس عیسی برخوردار شو.
۴. این عبادت شامل چه چیزهایی است؟
محبت و جبران. محبت به مسیح: انجام دادن همه چیز برای او؛ درسها، کار، و هر آنچه در زندگی عادی هر انسان وجود دارد. جبران برای گناهان همهی انسانها، بهویژه گناهانی که بر ضد عشای ربانی انجام میشود: انجام دادن فداکاری؛ در سرما یا گرما، چشمپوشی از شیرینیای که دوست دارم، فداکاریهای کوچک؛ مهم این است که این کارها با نیت جبران قلب او انجام شود. پرستش آیین نان و شراب کفارهای بزرگ فراهم میآورد.
«دستکم تو.» در این «تو»، ما نیز نمایندگی میشویم. با محبت و وقف شدن به قلب عیسی، همهی داروهای لازم برای نجات خود را در اختیار داریم: شور، قدوسیت و نجات. از مریم مقدس طلب فیض کنیم تا بتوانیم دوستان حقیقی عیسی باشیم.



Comments